الشيخ علي المشكيني

159

تفسير روان (فارسى)

تفسير : همانا فرعون ( پادشاه مصر ) در آن سرزمين برترى جست و تكبر و تبختر كرد به حدّى كه ادّعاى ربوبيت نمود و مردم را به عبادت و بندگى خود امر كرد . وَ جَعَلَ أَهْلَهَا شِيَعًا : و مردم آن را گروه‌هاى مختلف و پراكنده قرار داد و هر گروهى را در بخشى از كارهاى دولت خود ، و هر گروهى را دشمن ديگرى مىنمود . يَسْتَضْعِفُ طَآئِفَةً مّنْهُمْ : گروهى از ايشان را كه بنى اسرائيل بودند به ناتوانى و بردگى مىكشاند و به قصد نابودى آنها پسران آنها را مىكشت و زنان ايشان را زنده مىگذاشت . إِنَّهُ كَانَ مِنَ الْمُفْسِدِينَ : به درستى كه او از فسادكنندگان بود كه جرأت مىنمود در كشتن اولاد انبيا و اوليا به مجرد خيال فاسد ، و مردم را به بندگى مىگرفت . ابن عباس نقل نموده كه چون بنى اسرائيل بسيار شدند و در ميانشان فسق و فجور ظاهر گرديد و علما و زهاد آنها از امر به معروف و نهى از منكر دست باز داشتند ، حق تعالى قبطيان را بر آنها مسلّط گردانيد تا ايشان را به بندگى گرفتند و به امور شاقّه مبتلا ساختند . « 1 » بالاترين فسادها گمراه نمودن بندگان از طريق حق است ، چنانچه فرعون مردم را از ستايش و پرستش خلّاق عالم منع و به خود دعوت نمود . نقل شده است : شبى خوابى ديد و تعبير آن را از تعبيركنندگان خواست . گفتند : از اين شهر مردى از بنى اسرائيل ظاهر شود كه هلاك ملك تو به دست او باشد . فرعون امر نمود تا پسران بنى اسرائيل را بكشند ! با وجود اين ، مصلحت الهى اقتضا نمود كه با ضعف و بيچارگى بنى اسرائيل ، حضرت موسى متولد شود و فرعون و تابعان او هلاك شوند ، و موسى و بنى اسرائيل نجات يابند . ( آيهء 5 ) وَ نُرِيدُ أَن نَّمُنَّ عَلَى الَّذِينَ اسْتُضْعِفُواْ فِى الْأَرْضِ وَ نَجْعَلَهُمْ أَلِمَّةً وَنَجْعَلَهُمُ الْوَ رِثِينَ

--> ( 1 ) . تفسير منهج الصادقين ، ج 7 ، ص 69 .